الشيخ عباس القمي (مترجم :انصاريان)

428

مفاتيح الجنان (فارسى)

نه دليلى كه با آن احتجاج نمايم ، و نه گوينده‌اى هستم كه گناه و كار بد نكرده باشم ، انكار گناه كجا ؟ بر فرض اگر انكار مىكردم ، چه سود مىداد ، چگونه ؟ و چسان اين معنا ممكن شود ، و حال آنكه همه اعضايم بر آنچه عمل كردم بر من گواهند به يقين دانستم بدون ترديد . كه تو از كارهاى بزرگ من پرسنده‌اى ، و تو حاكم عدالت‌پيشه‌اى هستى كه در حكم و داورى ستم نمىكنى ، و عدالت تو هلاك‌كنندهء من است ، و من از همهء عدالت تو گريزانم ، معبودا اگر مرا عذاب كنى ، به خاطر گناهان من است پس از حجّتى كه بر من دارى ، و اگر از من درگذرى ، به سب بردبارى و جود و كرم توست ، معبودى جز تو نيست من از ستمكارانم ، معبودى جز تو نيست من از آمرزش‌خواهانم ، معبودى جز تو نيست من از يكتاپرستانم ، معبودى جز تو نيست من از هراسندگانم معبودى جز تو نيست ، من از بيمناكانم ، معبودى جز تو نيست من از اميدوارانم ، معبودى جز تو نيست من از مشتاقانم ، معبودى جز تو نيست من از « لا إله الّه اللّه » گويانم ، معبودى جز تو نيست من از درخواست‌كنندگانم ، معبودى جز تو نيست من از تسبيح‌كنندگانم ، معبودى جز تو نيست منزّهى تو ، من از تكبيرگويانم ، معبودى جز تو نيست منزّهى تو پروردگار من و پروردگار پدران نخستين من ، خدايا اين است ثناى من بر تو براى تعظيم تو ، و اخلاصم براى ياد تو . براى يكتاپرستى ، و اقرارم به نعمتهايت ، در شمارش آنان ، اگرچه اعتراف دارم نتوانستم آنها را شماره كنم